تبليغاتX
صبا

صبا

يه دختر تنها

کاش می توانستم بگویم چقدر دلتنگ لحظاتی هستم که ساده از آن گذشتم زندگی در حالی سپری می شود که نمی دانم فردایی هست یا نه؟ و من با این امید زنده ام که یک روز به او برسم ٬ سرود زندگی را زمزمه کنم♥ سلام دوستای گلم . از خدای مهربونم ممنونم که منو دعوت کرد به خونه خودش بچه ها باورتون میشه من رفتم مکه .گاهی وقتا میمونم به حکمت خدا که منو دعوت کرد به خونش باورم نمیشه انگار تو اون مدتی که مکه بودم تو خواب و رویا بودم خداجونم شکرت
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 4:30 توسط صبا| |

ببین خدایی با دلم چه کردی

این کارا رو با دل دیگه کردی؟

مثه دل من دلی رو سوزوندی؟

لباس غم به هیچ دلی پوشو ندی؟

هیچکی مثه من نازت و خریده؟

هیچکی با رویای تو پر کشیده؟

میشه بگی چند تا دل و شکستی؟

میشه بگی تو چند تا دل نشستی؟

دین و مرام و اعتقادت اینه؟

دوست دارم عاشقتم همینه؟

دروغ بود هر چی که به من میگفتی؟

همین بود اون وفایی که میگفتی؟

شاید خدا نکرده عاشق شدی؟

عاشق یک دلبر دیگه شدی؟

برو ولی اینو یادت بمونه

تو قول دای بیوفای دیوونه

نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 19:9 توسط صبا| |


           سلام دوستای گلم بیادتونم

 اما خیلی تنبل شدم خیلی وقته بهتون سر نمی زنم ..

دوستتون دارم


نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 18:28 توسط صبا| |

 

                                                 سلام دوستای خوبم ...

                                               خوبین ؟ خوشین ؟ چه خبر ؟

تو این پستم سروده ای از داداش گلم حامد می زارم امیدوارم خوشتون بیاد و مطمینم که میاد..چون خودم خیلی از سروده اش خوشم اومد.. حامد جونم امیدوارم موفق بشی..

 

 لحظه های زندگیم فقط و فقط با یک فکر گذشت....

و آن هم فکر زندگی کردن با تمام زندگیم بود !

زندگی بی تو تمام است نرو

بگذار نگفتنی های سینه ی پر دردم را کسی جز تو نداند ای عشق!

شکست دل از آن لحظه ی آغازی بود که دل را به تو سپردم !

حیف.....!

سرنوشت خویش را به گونه ای دیگر نوشتم ولی پشیمان نیستم !

آری ...!

برای کسی باید زندگی را می گذاشتم که از عشق بفهمد چیزی و تو نفهمیدی هیچ...!

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 1:19 توسط صبا| |

یارب ،غم بی رحمی نزدیکان و دوستان به که گویم؟

جانم از غم او سوخت ، غم جان به که گویم ؟

رنجوری و مهجوری و حرمان به که گویم ؟

آن دردی که درمانی ندارد به که گویم؟

داغی که مرا ساخته پنهان به که گویم؟

افسانه بی کسی و هجران به که گویم ؟

*********************************

سلام دوستای خوبم امشب شب قدره محتاجیم به دعا. دعامون کنین..

نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 14:33 توسط صبا| |

روزي ديگر خواهي امد بي انكه دعوت شده باشي با غم عجيبي كه در سينه داري

 

خواهي گفت دوستت دارم

 

تو ندانسته گريه مي كردي تو او را نمي ديدي  تو به هيچ كس نگفتي دوستت دارم

او از انتظار اين جمله خيلي وقت بود كه مرده بود

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 19:39 توسط صبا| |

سلام دوستای خوبم به یادتونم
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 15:44 توسط صبا| |

 

شايد قسمت نيست امشب
تا بهار دلنشين آمده سوي چمن اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن چون نسيم نو بهار بر آشيانم كن گذر تا كه گلباران شود كلبه ويران من
باز آ ببين در حيرتم بشكن سكوت خلوتم چون لاله تنها ببين بر چهره داغ حسرتم اي روي تو آيينه ام عشقت غم ديرينه ام باز آ چو گل در اين بهار سر را بنه بر سينه
 و كسي مي گويد سر خود بالا كن ، به بلندا بنگر. به بلنداي عظيم به افق هاي پر از نور اميد و خودت خواهي ديد و خودت خواهي يافت خانه ي دوست كجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...

نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 5:22 توسط صبا| |

 

می روم تا بخوابم که شاید تو رادر خواب ببینم...............

اگر تو را در خواب دیدم................

فردا شب زودتر می خوابم تا تو را بیشتر در خواب ببینم واگر بدانم مردگان هم خواب می بینند..........

                                        می میرم تا همیشه تو را ببینم

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 21:12 توسط صبا| |

 

                    عشق تو به تارو پود جانم بسته است

                             بي روي تو درهاي جهانم بسته است

                 از دست تو خواهم كه بر آرم فرياد

                              در پيش نگاه تو زبانم بسته است

 

مامان گلم روزت مبارک.دوستت دارم عشقم

  

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:56 توسط صبا| |

Design By : Night Melody

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس